دنیایی پر از سیاهی
چیزی نشد نصیبم جز تباهی
بازیهای عاشقانهـ... انواع قلبها... یکی شکسته و یکی به انتظار پوچی نشسته
حرفهای تکراری ... این تنها صداقت است که از آن بیزاریم
سخت شده قدم برداشتن در راه عـ ـشـ ـق
صدها قدم برداشتیم و این شد یک تصویر زشت
تصویر سیاه و سفید، طعم تلخ عـ ـشـ ـق را تنها آن دل شکسته چشید
صدایی زیباتر از صدای سکوت نیست؛ در این دنیا دلی عاشقتر از یک دل تنها نیست
نمی فهمیم و آغاز می کنیم، پایانش پیداست و باز هم هوس پرواز می کنیم
به دنبال یک بازی زیبا... رنگ دلها همیشه سیاه... من با بقیه فرق دارم تا آخرش بیا
وعده های دروغ... لحظه هایی شلوغ... تپشها تندتر... بیقراریها بیشتر
نمیدانم چرا ؟؟؟ نمی گذرد این ساعتهای نفسگیر؟!
... و باز هم شب زنده داری و بی تابی پاسخی نمی شنوم به خواب نمی روم
برای اشکهایی که گونه هایم را مهمان خیسی پر دردشان می کنند
و آه هایی که شوری اشک را به یادم می آوردند
برای دلی که نمی فهمد نمی داند نمی بیند...
به انتظار چه نشسته ای؟ نگاهش؟ یا خود نا مهربانش؟!
باز نخواهد گشت... میدانم
و تو می مانی و انتظاری که...
باز هم باید بشنوی حرفهای تکراری... باورت می شود که اینبار...
دلت را شکسته است...
بیاد بیاور که مرهم دلت... به تو خیره شده است
همانکه به تو نزدیک است
نزدیکتر از ...نحن اقرب من حبل الورید
پی درددل نوشت:اینروزها پرم از حرفهای مگو...مرا ببخشید اگر هوایم مثل بهار شده است...گاهی ابری ام...گاهی بارانی...گاهی آفتابی و گاهی صافِ صاف
پی مناجات نوشت: خدایا دلم معجزه میخواهد از آن معجزه هایی که به هنگامه ی وقوعش "خدایا دوستت دارم" خدایا شکرت" میان هق هق ِ گریه هایم گم شود خدایا دلم معجزه میخواهد معجزه ای در حد "خــــــــــدا "بودنت...
پی مریمی نوشت: خیلــی حــرف اسـت ...کـــه تــو هــر روز در گلـــویت خـــاری کشنده احســـاس کنــی بـــرای کســی کــه "بـــدانـــی " حتــی یک بــار در عمـــرش بــه خــاطــر تــو " بغــض " هــم نکــرده اسـت...
عالی بود مریم جون


تو هم که پر از حرفی که!
خدایا این حرفا .. این بغضا کی تموم میشه؟
بخدا خسته شدم!
امان از وقتی که یک دل بگیرد و تنگ شود
دلتنگی ای که نه از این جنس و نه از هیچ جنس دیگری ست!
دل که تنگ شود نه می شود دست نوازش کشید روی سرش نه می توان آرامش کرد... تو می مانی و بغض ته گلویت
تو و آرامش از دست رفته ات
سلام نگینی
من عاشق همین بغضام که دلامونو بهم نزدیکتر می کنه خانمی
و باعث میشه برای هم دعا کنیم
عزیزم
چه احساسی
سلام بهار گلی
فقط یه خورده دلم ... دلم ... هیچی خانمی بگذریم
همه چی عالیه... باور کن...
خودت خوبی عزیز؟
چیه امینی؟ چرا اینجوری نگام می کنی؟
نکنه شاخ درآوردم
وقتی از این جور پست ها میبینم، زبونم بند میاد که چی بگم
این جمله فوق العاده بود:
در این دنیا دلی عاشقتر از یک دل تنها نیست..
امید رو نباید از دست داد. فقط توکل و صبر...
ولی تا به کی.. نمیدونم!!
در این دنیا دلی تنهاتر از دل مریم نیست
نه امین سکوت نه... حرفی بزن چیزی بگو شاید این دل وامونده من آروم بشه میدونم یه حرف حساب برای گفتن ته گلوت داری
پس سکوت نکن حرف بزن
صبر تا هر وقت که خدا بخواد
میدونم خدا پاداش صبرمو میده
مریم جان سلام من شما را نمی شنا سم ولی از نو شته ها ت خیلی خوشم او مد اول فکر کر دم دختر خودمه البته فر قی نمیکنه شما هم مثل دختر خو دم هستی چه آهنگ قشنگی گذا شتی ممنون امید وارم موفق با شی
سلام مامان ناهید گلم!
ای جان چقدر من خوشحالم از حضورتون
صفا و خوشی آوردین به کلبۀ محقرم عزیزدل
منم مثل مریمِ شما... اسمم مریمه
فدای مهربونیتون همیشه بهم سر بزنین
میشه لطفن در پی مریمی نوشت: ریحانه رو هم اضافه کنی !!!
ریحانه؟! توام خانمی؟
اگه بگم از اون همه بغض بعضی وقتا خسته میشم چی میگی؟!
خسته میشم ولی خوشبختانه عادت نمیکنم بهشون... به بودنشون...
از بس دلت مهربونه طاقت بغض و اشک رو نداره نگینی
ایشالله که همیشه بخندی و شادی بیاد توو دلت
این خیلی خوبه که عادت نمی کنی بهشون...یعنی اوج امیدواری
سلام...رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم،جمعه های بیقراری شنبه های بی پناهی،لحظه های کاغذی را روز و شب تکرارکردن،خاطرات بایگانی زندگی های اداری...
سلام برادر مهربانم!
رونوشت روزها همیشه روی طاقچه دل تنهای من خودنمایی می کنه:
شنبه:بیقرار دل های تنها
یکشنبه:عاشقانه های چشمانش
دوشنبه:دلتنگ نگاهش
سه شنبه:تکرار حرفهای دوست داشتنش
چهارشنبه:سر به دیوار کنار پنجره گذاشتن
پنج شنبه:سکوت آرامم
جمعه:... انتظارم...
آه ای روزهای تمراری و کاغذی بگذرید که سخت بر دلم سنگینی می کنید
به قول نگین
من
خودش
تو
و حتی خیلی هایی که هستن اینجا و به روی خودشون نمیارن
نحن اقرب من حبل الورید
این روزا منم پرم از سکوت مریمی
میدونی فریناز... نگاه خدا هست که من اینجوری سر پا موندم
وگرنه تا حالا هزار باره جون داده بودم
خدا همیشه بهمون لبخند میزنه و اگه ما آدمش باشیم خیلی راحت و خوب این لبخندشو دریافت می کنیم
مگه نه؟
بانو! همان عکس اول پستت همه ی حدیث دلت را به تفسیر گفت
معلوم است هوای دلت خیلی ابریست
عکس نمیتواند حتی ذره ای از غمهای دل مرا تداعی کند
اما آنچنان هم فکر می کنید بغض دار نیستم
خدا بزرگه میدونم تنهام نمیذاره
صدایی زیباتر از صدای سکوت نیست؛ در این دنیا دلی عاشقتر از یک دل تنها نیست
درد داشت.....امان از دل ک بی هوا عاشق میشه....گاهی نفس کم میارم
مریم جونم ایشاالله همیشه هوات صافه صاف باشه
سلام سارا جانم
در این دنیا دلی تنهاتر از دل یک عاشق نیست
گاهی نه من همیشه نفس کم میارم
در هوایی که نفسهای او نیست
زنده باشی خانم گل
سلام عمه خانم
هوای منم کاملا بهاریه یه روز سرحال و سر خوشم
یه روزم کسی نمی تونه از حوالیم رد بشه
یه روزم ناراحتم و فقط گریه می کنم 
خیلی ناراحت نباش
سخت نگیر ...بی خیال
سلام محیا جونم

عمه گفتی و کردی کبابم
دلم براش یه ذره شده محیا
وای من هلینا میخوام
میدونم همه مون اینجوری هستیم اما بخدا از این تغییر آب و هوا خسته شدم بخدا
یا آرام آرام یا طوفانی...
سلام
وقت خوش
شرمنده بابت غیبتهای طولانی...یکشنبه از اکسیژن سنندج استشمام خواهم کرد
سلام برادرم
وقت شما هم بیخر
دشمنتان شرمنده... آه خدایا من همین چند روز پیش سنندج بودم... اینجا هم قدم میگذارید ؟ یا فقط سنندج می روید
سفری در پیش است اگر بهم خورد حتماً دعوت می شوید به این دیار از طرف بابا
سلام. بازم که رفتی تو فاز هپروتی لاهوتی... بیا پایین خانمی..
پست قبلیت امیدواری بیشتری میداد
سلام
تو پی نوشت توضیح دادم که... بعضی وقتا آفتابی ؛ بعضی وقتا صافِ صاف
الانم امیدوامرم به حد بسیار بسیار وفور
سلام
الان بی حساب شدیم
علیک سلام
یک - یک به نفع داور
سلام دایی جان
پیشاپیش روزت رو تبریک میگ...انشالله که روزی برسه تا از نوه هات کادوی روز زن بگیری.
به حرمت بانوی دوعالم انشالله همه مشکلاتت به زودی رفع بشه...
توسل یادت نره گل مریمی
سلام دایی فردادم

ممنونم مهربان دایی ام... هوووووووو کو تا اونموقع؟ حالا نمیشه از مامانا و باباهاشون بگیریم بعد هم از خودشون؟
بهترین دعای دنیا بود دایی یعنی خیلی گرفتارم دایی ... مرسی از دعاتون
یا فاطمه زهرا اغثنی
آره عزیزم