X
تبلیغات
رایتل


گاهی وقتا به شدت دلتنگ و بدحوصله میشمـ... گاهی از آدمای اطرافمـ (با دلیل یا بی دلیل) ناراحت و گله مند میشمـ... گاهی دلمـ میخواد برم یه گوشۀ دنج و آروم بشینم و توی خودم باشمـ... هی با خودم حرف بزنمـ... هی با خودم دردُدل کنمـ... گاهی گریه کنم... از همون آدمایی که گفتمـ ازشون ناراحتم با خودم حرف بزنمـ... از رفتاراشون... از حرفاشون... از اینکه مثلاً چرا به یکی به شدت توجه می کنن و اما نسبت به یکی دیگه بی توجه ان... چرا برای حضور یکی اینقدر ارزش و اهمیت قائلن و برای حضور یکی دیگه هیچ اهمیتی قائل نیستن... چرا باید مثلا من اگه هزار سال اینجا نباشمـ کسی نیست بپرسه چرا نیست؟؟؟... (البته بی انصاف نیستم لطف بعضی از دوستام بارها شامل حالم شده)... ولی اگه یکی به هر دلیلی یه روز دیر بیاد یا نباشه همه هزاربار از نبودنش می پرسن... دارم فکر میکنم فرق من با اون چیه؟... میگن گاهی با یه قطرۀ ناقابل لیوانی لبریز میشه... گاهی یا یه کلمه یه قلبی اروم میشه... گاهی با یه کلمه یه دل نابود میشه... گاهی با یه لحظه بی مهری یه دل میشکنه... گاهی با یه نگاه آدم زیر و رو میشه... همیشه "یک" هایی هستن که یا آدمو نابود میکنن یا از نو میسازن

کاش مراقب این "یک" هامون باشیم...هرچند ناچیز و نامعلوم باشن

که وقتی یکی از این دنیا رفت... حسرت حرفا و "دوستت دارم" هایی که باید بهش میگفتیم اما نگفتیم رو نخوریم


پی نوشت مری بامرامـ:خدایا مرهمی میخوام از جنس خودت؛نزدیک، بی خطر، بی منت، بخشندهـ..

+ دنبال مخاطب خاص این پُست نباشین حرفای دلمـ بود و ... بس



برچسب‌ها: مراقبت ، دل ، یک
تاریخ : سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1392 | 11:37 ق.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (17)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند