X
تبلیغات
رایتل

برای من... "تــو" لازمی! کلیــــــد قلبم را بردار ولی گــــم نکن!


کاش کسی بود و برایت می گفت:مریمت ذره ذره له میشود زیر آن نگاه غمبارت...

کاش کسی بود میگفت که قطره قطره اشکهای درمانده ات چه به روز این دل بیچاره ام می آورد...

کاش کسی بود حرفهای این دل وامانده را برایت می گفت وقتی در واژه نمی گنجند و بغض میشوند کنج این حنجره...

من میمیرم... بخدا میمیرم مردِ مهربان زندگی ام وقتی بیقراری ات را می بینم و کاری از دستانم ساخته نیست...

کاش جان بدهم و نبینم لرزش بی امان شانه های مردانه ات را...

کاش کسی باشد و بگوید؛ نه یادم آمد خودم گفتمت:دستهایت ستون زندگی من است... تکیه گاه امن من است...

نشان مهربانی خداست در زندگی ام... نگیر از من هوای ریه هایم را... بوسیدن دستانت را...


پ.ن:به قول مامانی جانم! قرار نیست همیشه خوشی ببینیم... شاد باشیم و بخندیم؛ گاهی از جایی گره ای می افتد آن وسط مسط های زندگی مشترکت که هیچ دستی جز دستان لایزال آفریدگارت نمی تواند بگشایدش...تنها امیدمان اول خدا و دوم دعای پدرها و مادرهایمان و در آخر نفس های آرام هردو نفرمان است که سر پا نگه مان داشته! به قول همسری، من تو و تو من و ما خدا را داریم!... و شما دوستان عزیزتر از جان! برای باز شدن هر چه زودتر این گره دعایمان می کنید؟؟؟



تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 | 02:08 ب.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (6) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند