X
تبلیغات
رایتل

هوالعشق...

نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری رشتۀ کلام رو به دست بگیرم که آروم بشه این دل از دلتنگی و دوریِ شما دوستای مجازیم؛ یه هفته نبودن و دور بودن و ... دلتنگی میاره و بیقراری... اما سرشانه های احساسم سرشاره از خبرهای خوب و معطر و بهشتی... یاد حرف قدیمیا می افتم که میگن خونۀ دختردار مث پادگان نظامی ای میمونه که در زمان آماده باشِ جنگ به سر میبره... قبلترها معنیش برام مبهم بود و نامعلوم ولی حالا می فهمم معنی این جمله چی میتونه باشه... هنوزم در بهت اینهمه به سرعت و شتاب گذشتن این روزها موندم... چقدر زود گذشت... خیلی آروم و بی دغدغه و بی استرس... چهارشنبۀ دو هفته پیش در طی یه مهمونیِ ساده توی خونۀ خودمون از من خواستگاری شد... قرار رو بر تحقیق و پرسُجو و بعد جواب دادن قطعی شد... از قرار معلوم اونا در طی دوهفتۀ گذشته از من و خانوادۀ من تحقیق کرده بودن و خبرها حاکی از رضایت کامل میداد... حالا نوبت ما بود... بابا و دایی هم تحقیق کردن و همه چی عالی پیش رفت... قرار بعدی بر خواستگاری رسمی و مقبول شدن دو خانواده در نظر هم (اصلن من و آقای داماد مهم نبودیم این وسط:))))) و بعدش هم آزمایش و... لحظه های کُند و کُشندۀ انتظارِ جواب و... مثبت بودن جواب و ... ذوق کودکانۀ آقای داماد و ... سرخ و سفید شدن من و... قرار بعدی و برنامه چینی برای جشن نامزدی و ... روز جمعه دوم اسفند و... آرایشگاه و عروس شدن و(آیکون از خجالت آب شدن) و حاضر شدن سر سفرۀ عقد و... جاری شدن سه باره و ... عروس رفته گل بچینه؛گلاب بیاره؛ و... با اجازۀ پدر و مادرم و بزرگترای مجلســـــــ... بله!... بعدش بمب جیغ دست و هورا و کل کشیدن و ... مهم تر از همه لای قران رو باز کردن بود... خدایا میمیرم برای اون لبخند لای کلام نازنینت... میمیرم برای اون پیام معرکه ات... برای اون امیدی که بهم دادی... خدایا... یعنی معجزه بود... یه معجزۀ واقعی... آیۀ 46 سورۀ مبارکۀ طه:خدا فرمود هیچ نترسید که من با شمایم؛می شنوم و می بینم... خدایا دارم میگم... با صدای بلند با ذوق تموم... که اگه تا آخر عمرم لحظه به لحظه سجدۀ شکرت رو بجا بیارم باز هم کمه... ممنونم بابت این عشق آسمانی و بهشتی... ممنونم که همسر نازنینم یکی از محبای دلیِ اهل بیته... خدایا تو همیشه رحیمی و مهربونی... این منم که لیاقت شناخت تو رو ندارم...

سر سفرۀ عقد برای همه تون دعا کردم...

شمام برای دلای عاشقمون دعا کنین

دوستتون دارم...:)



تاریخ : یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1392 | 10:41 ق.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (20) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند