X
تبلیغات
رایتل

دل من خانه ایست

پنجره ای دارد

که رو به تو باز میشود

شب ها لب پنجره می نشینم

و به تو خیره میشوم که فرشته ها

سبد سبد یاس و اطلسی

می پاشند روی چارقدت

و دل من می لرزد که اگر یاسی را بردارم

فقط به خاطر اینکه

لای دفتر کاهی دلم بگذارم

فقط بخاطر اینکه دستان

عطر وجودت را بدهد

فقط بخاطر اینکه روز را تا دیدار مجددت تاب بیاورم...

دل آزرده می شوی؟؟؟

اگر من با دل خسته ام... ساده مث اسم کوچکم... فقط آرام نجوا کنم: تولدت مبارک عمۀ خوبی ها

***

من از نگاهت سیب میچینم و از چشمانت دل می برم... تو در کدامین سمت دل من قرار گرفته ای که هر روزم به دور از تو بیقراریست و شبهایم تار... تو طفل دیرپای عشقی و امید روزهای تنهاییِ من

هلینا:بابایی من ملیم رو دوس ندالم

باباش:چرا هلی جانم؟؟

هلینا:آخه ملیم سرشو گذاشت توی بقل تو...

باباش:خب مریم هم دخملیِ منه هلی

هلینا:نه... نه... نه... من دخمل توام

باباش:باشه مریم خواهری منه

هلینا:نه... نه... نه من خواهل توام

باباش:باشه قربون اون چشات... تو همۀ زندگیِ منی

درست مث عمه مریمش حسوده... همه رو چی رو فقط برای خودش میخواد

تولدت مبارک عشق یکی یه دونۀ مریم



تاریخ : یکشنبه 17 آذر‌ماه سال 1392 | 09:22 ق.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (17) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند