X
تبلیغات
رایتل


خدایا !

کسی غیر از تو با من نیست …

خیالت از زمین راحت ، که حتی روز روشن نیست …

کسی اینجا نمیبینه ، که دنیا زیر چشماته !

یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته !

فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم !

که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم !

خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن !

شنیدم گرمه آغوشت ، اگه میشه منم جا کن …

خدایا... خدای مهربونم... آخ ای عزیزدلم... مگه من بغیر از تو کیو دارم که صداش بزنم... که باهاش حرف بزنم... که دردُدل کنم... خدایا چرا ما آدما... خودمو میگم اصن... اینقدر نامرد میشیم... پست میشیم... بی وجدان میشیم.... کور میشیم... کر میشیم... نمی بینیم... نمیخوایم ببینیم... که تو اون بالا یه دوربین مدار بسته -شایدم باز- داری با یه مانیتور هزار اینچ جلوی چشمات که ثانیه به ثانیه... میلیمتر به میلمتر... کارامونو داری میبینی... خدایا همه مون می دونیم که برای تو خعلی آسونه که پرده برداری از لجنی که توش داریم دست و پا میزنیم... خعلی راحته که نشون بدی چجور آدمی هستیم... اما صبوری میکنی... آرومی و هی با خودت میگی شاید درست بشه... شاید سرش به سنگ بخوره... 

من انگار گاهی یادم میره که تو هستی... که همۀ کارا رو نه به خلقت بلکه به خودت بسپارم و آسوده لبخند بزنم و بگم: من خدا رو دارم... همون که اون بالا نشسته و میدونه داره چیکار میکنه... میدونه که بنده هاش در چ حالن... میدونه مریمش به مهربونیش لبخند میزنه و امیدش... تمام امیدش به خداشه!!!... میدونه همین چن شب پیش توی اوج ناامیدی هق میزد و اسم تو رو صدا میزد... وقتی مث یه بچه بهونه گیر گفت تو الان باید از اون عرشت بیای روی فرش اتاق من کنارم بشینی و لالایی بخوونی... این تو بودی با صدای یکی دیگه از طریق رادیو گفتی به حکمت خدا اعتراض نکن... گفتی صبر کن همه چی درست میشه...

گفتی: ان مع العسر یسرا



تاریخ : شنبه 27 مهر‌ماه سال 1392 | 12:37 ب.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (12) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند