X
تبلیغات
رایتل

قرار نبود من بیایم...

قرار نبود من باشم... قرار نبود من اگر هم آمدم بمانم

با خودم گفتم فقط چن روز دنیای آدمها را تجربه کردن بد نیست

بال گشودم... بالهایم بزرگ بود به گستردگی آسمان وبه رنگ لاجوردی اش

به خودم میبالیدم برای آنها... مغرورشان بودم

حالا من به زمین سفر کرده بودم و لحظۀ جانکاه هبوط به خودم قول دادم زمین گیر نشوم

سالها با چشم بر هم زدنی گذشت... کتف هایم انگار پیر شده بود و خسته

بالهایم را از رویشان برداشتم شاید کمی آرام گیرند... اما خواب و غفلت بر من چیره شد و گمشان کردم

و حالا من بودم و ...

کتف هایی بی بال و پر و ...

زمینی که دنیایش می نامیدند و ...

دلی که اسیر شده بود... اسیر دام این دنیای لعنتی...

اکنون نه پای رفتنم بود و نه بالی برای پرواز و نه دستی برای باز کردن دام

دلم داشت از کفم میرفت... داشتم ذره ذره جان میدادم... با خودم گفتم چه کنم از این همه دربدری و آوارگی

باید بگردم و بالهایم را بیابم؛ من فقط با آنها میتوانم به زادگاهم بازگردم...

کسی انگار در دلم تلنگر زد: تو باید عشق را تجربه کنی،عشق بالهایت را به تو نشان میدهد

و من لای هزاران هزار واژه عشق را برگزیدم.... من ماه را دیدم و عاشق شدم

میان ستاره های چشمک زن میدرخشید و مرا عاشقتر میکرد

آنقدر مجنون ماه شدم که مرا پلنگ بیشه زار نام نهادند... من پلنگ شده بودم...

محسور جادوی نگاه درخشان ماه... جنون زدۀ لحظه های رقص ماه در آسمان... عاشق دلخستۀ تنهایی اش

و وقتی قدش خمیده میشد به خودم نهیب میزدم او هم از عشق من مجنون است اما دریغا...

ماه درد مرا فهمید ... بالهایم را نشانم داد... اما من ره گم کرده شدم...


پی نوشت تشکر: ببخشایید بر من... هم برای نبودنم... و هم برای این پراکنده گویی هام شاید تب جنون مرا گرفته...نمیدانم؛ و سپاس بابت حضورتان برای تولد سالارِ دلمـ،مهربان برادرم

پی نوشت دل: میدانی مهربانم با این پیامک زیبایت چ آشوبی در دل دردمندم بر پا کردی، سماع عشق بود و دلدادگی در میانۀ بغض گوشۀ کز کردۀ اتاقم... بخوانش دوباره: قرارمان باشد فصل انگور، شراب که شدم تو بیا... تو جام بیاور... من جان... جام را خالی از جان کن،هراسی نیست! فقط تو خوش باش... همین مرا کافیست...

پی نوشت عذرخواهی:یه خُرده کمتر از یه کوچولو!!! سرم شلوغه! اگه گاهی نیستم و گاهی هم کم... خُب؟؟؟!!!
پی نوشت جان: فرینازم رفته به سرزمینِ دل!!! زیارتت قبول زائر دل


تاریخ : شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1392 | 02:05 ب.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (16) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند