X
تبلیغات
رایتل

شمع بود اما کوچک بود؛نور هم داشت اما کم بود

شمعی که کوچک بود و کمـ برای سوختن پروانه بس بود...

مردم گفتن شمع عشق است و پروانه عاشق...

و زمین پُر از شمع و پروانه شد

پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند

خدا گفت: شمعی باید دور،شمعی که نسوزد؛شمعی که بماند.

پروانه ای که به شمع نزدیک میسوزد عاشق نیست

شب بود خدا شمع روشن کرد؛شمع خدا ماه بود؛شمع خدا دور بود

شمعِ خدا پروانه میخواست؛لیلی پروانه اش شد

بال پروانه های کوچک زود میسوزد زیرا شمع ها زیادی نزدیکند

شمعِ خدا ماه است؛ ماه روشن است ولی هرگز نمی سوزد

لیلی تا ابد زیر خُنکای ماه می رقصد

«عرفان نظر آهاری»


پی نوشت دلِ سوخته:به غُبار حرمِ کرب و بلایت سوگند/دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم

+ این پُست تقدیم به لیلیای عزیزم به پاس محبتهای بی دریغش، و تلنگر و یادآوریِ این پست زیبایش



تاریخ : چهارشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1392 | 10:29 ب.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (14) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند