X
تبلیغات
رایتل


شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان رو ببینم؟

پیر مغان : شب یک غذای شور بخور.آب نخور و بخواب.

شاگرد دستور پیر رو اجرا کرد و برگشت.

شاگرد: استاد دائم خواب آب میدیدم! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم.کنار لوله آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...گفت اینا رو خواب دیدم!

پیر مغان فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی؛ تشنه امام زمان بشو تا خواب امام زمان ببینی!


دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیم

همه اش کار خودت بود خریدار شدیم

خواب دیدیم که تو آمده ای اما حیف
صبح شد با جگر سوخته بیدار شدیم

ذره ای شانه ما بار غمت را نکشید
گرچه یک عمر به روی دل تو بار شدیم

حیف از عمر گرانمایه که خرج تو نشد
شرمسار تو از این جمعه بسیار شدیم

واقعا جای سوال است که از بهر ظهور
ما چه کردیم که اینگونه طلبکار شدیم

لحظه لحظه به خدا جای شهیدان خالی است
حیف جامانده از آن غافله یار شدیم

آرزو هست ببینیم به این زودیها
زائر نیمه شب صحن علمدار شدیم


پی نوشت فیس: الان وبلاگ من جز وبلاگهای برتر در اومده من باید خیلی ذوق کنم؟ اینجوری~~~>

یا به قول مامانم مث یه دختر خانوم اصیل و خانواده دار و با شخصیت بشینم سر جام و زیاد حرف نزنم؟ اینجوری~~>

یا اینکه خودمو بگیرم و با هیچکی حرف نزم و منتظر باشم ملت بهم تبریک بگن؟ اینجوری~~>

یا اینکه شیطونی کنم و همه رو خبردار کنم؟ اینجوری~~>

یا در باورم نگُنجه و نفهمم آخه چجوری وبلاگ من جزء وبلاگای برتر شده؟ نکنه دوربین مخفیه!!! اینجوری~~>

خودمم نمیدونم الان باید چه حسی داشته باشم! اینم مدرکش~~> وبلاگ برتر من!



تاریخ : جمعه 24 خرداد‌ماه سال 1392 | 11:16 ب.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (15) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند