X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

1.حضرت امیر در نامه ای به عثمان بن حنیف انصاری والی بصره که در مهمانی ای شرکت کرده بود که نیازمندان و تنگ دستان در آن جایی نداشتند نوشت:«گمان نمی کردم که تو در چنین ضیافتی شرکت کنی... بدان که پیشوای شما بسنده کرده است از دنیای خود به دو جامۀ فرسوده و دو قرص نان خوردنی. بدانید که شما چنین نتوانید کرد. لیکن مرا یاری کنید به پارسایی و در پارسایی کوشیدن و پاکدامنی و درستی ورزیدن. که به خدا از دنیای شما زری نیندوختم، و از غنیمت های آن ذخیرت ننمودم، و بر جامۀ کهنه ام کهنه ای نیفزودم... . و اگر میخواستم میدانستم از عسل پالوده و مغز گندم و بافتۀ ابریشم چگونه استفاده کنم. لیکن هرگز هوای من بر من چیره نگشت و حرص مرا به گزیدن خوراکی ها نخواهد کشید زیرا ممکن است در حجاز یا یمامه کسی حسرت گردۀ نانی برد یا هرگز شکمی سیر نخورده و من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته و جگرهایی سوخته... آیا به این بسنده کنم که مرا امیرالمومنین گویند و در ناخشنودی های روزگار شریک آنان نباشم؟ یا در سختی زندگی نمونه ای برایشان نشوم؟»


2.از قرار معلوم فردا روز سرنوشت سازیه... به خودم قول داده بودم در مقولۀ انتخابات و سیاست نه حرفی بزنم نه وارد بحثی بشم؛ اما به قول بابام نمیشه آدم خودشو دور نگه داره. بالاخره فردا باید بریم و انتخاب کنیم چهارسال آینده مملکتمون رو. مملکتی که ... بگذریم. اما شمایی که میری برای انتخاب نکنه اون یه دونه انتخابت باعث بشه که مدیون یه مملکت یه ملت بشی... نکنه فردا روز -قیامت- شرمنده شهدا بشیم و بهمون بگن این همون ایرانی بود که سپردیم دستتون؟؟؟ که به گند کشیدینش؟؟؟ هر چند الانم... باز بهتره بگذریم. مخلص کلام اینکه اگه حتی یه درصد فقط یه درصد احتمال میدین هیچکدوم از نامزدای انتخاباتی صلاحیت ادارۀ کشورت رو ندارن نری رای بدی بهتره... این تو و این آیندۀ کشوری که من و هفتاد و خورده ای میلیون من دیگر در آن زندگی میکنیم...شما را به خدا درست انتخاب کن!


3. یه جایی خوندم حس سی امین روز اسفند سال کبیسه بهم دست داده... هر چهار سال یکبار دیده میشوم


4. چهارمی را میخواهم بنویسم ناخودآگاه آهـــــ می کشم... مجری خبری برای هیجان آغاز خبرهایش با صدای رسا و بلند گفت:«همه چشم انتظار جمعه هستند» و من چقدر دلم گرفت وقتی می بینم که در بحبوحه انتخابات در هیاهوی تبلیغات در اضطراب روزهای آخر... فراموش کرده ایم آنکه چشم انتظار جمعه هاس یکی دیگر است... دوباره آهــــ


5. و دانلود و گوش دادن به این آهنگ فوق العاده زیبای سالار عقیلیِ عزیز~~~> وطـــــنم



تاریخ : پنج‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1392 | 11:03 ب.ظ | چاپ | نویسنده: مریم بزرگمهر | نظرات (5) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بیا بخند